مطلب بلاگ : نگاه پرسشگر عکس بر شهر

توضیحاتی درباره نگاه پرسشگر عکس بر شهر

نگاه پرسشگر عکس بر شهر

سارا عباسپور / کارشناس شهرسازی و کارشناس‌ارشد عکاسی

به وسیله archiplus


شهر معاصری که می‌شناسیم و در آن زندگی می‌کنیم، از آغاز انقلاب صنعتی به‌تندی درگیر تحولات و دگرگونی‌های پی‌در‌پی شد. در پی روند صنعتی‌شدن و افزایش جمعیت شهرنشین، شهر ناگزیر از تغییر بود؛ علاوه بر گسترش مرزهای شهر و سربرآوردن ساختمان‌های جدیدتر با معماری مدرن، بافت‌های قدیمی‌تر وارد روند فرسایش و تغییر شدند؛ بخش‌هایی هم تخریب و بازسازی و بخش‌هایی افزوده شدند. ابداع عکاسی محصول همین دوران است؛ دورانی که آبستن تحولاتی عظیم بود: اکتشافات علمی و صنعتی صورت گرفت و امید به رام‌کردن قوانین طبیعت به کمک علم شکل گرفت. دوربین عکاسی در ثبت این تحولات سهم بسزایی داشت و با توجه به قابلیت‌ها و عملکرد‌هایش، دوربین را «چشم مدرنیته» نامیدند.


شهر فضایی ناپایدار است؛ به هیچ‌کس تعلق ندارد و هر نسل لایه‌هایی متفاوت به آن می‌افزاید؛ بنابراین اشتیاق برای به‌سکون‌درآوردن جریان سیال تحولات، حتی برای لحظه‌ای کوتاه، گریزناپذیر است. والتر بنیامین در مقاله‌ی مشهور خود «اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی1» دراین‌باره بحث می‌کند که چرا دوربین عکاسی رسانه‌ای ایدئال برای فضاهای شهری‌ است؛ رسانه‌ای که به عکاس اجازه می‌دهد در خیابان‌ها قدم بزند و برگزیند چه چیزی را ثبت کند و چه چیزی را نه و با ایستادن و چکاندن دکمه‌ی ثبت، عامدانه در حرکت سریع جهان وقفه‌ای اندازد تا شاید این گسست‌ها در پیوستار زمان و مکان و در ادامه‌، تدوین و سکانس‌بندی آن‌ها، بتواند به این جهان روبه‌مدرنیسم و همواره در حال تغییر، نظم و ساختاری ببخشد. وضعیت دورانی که پس از مدرن ظهور کرد و به پسامدرن از آن تعبیر می‌شود، شاید آن باشد که همه‌ی شهرها، تا جایی که به عکس مربوط است، در حال شبیه‌شدن به یکدیگرند. هر تصویری بدون عنوان خواهد بود: شهر پسامدرن دیگر بیشتر یک وضعیت است تا یک مکان و ثبت آن وضعیت، چالشی پیش روی عکاسی خواهد بود2. همان‌گونه که اشاره شد، مشاهده‌گر دیگر نمی‌تواند شهر را به‌صورت یک فضای مشخصا تعریف‌شده فراچنگ آورد؛ بلکه شهر باید به‌صورت وضعیتی در یک جریان سیال درک شود؛ بنابراین نظرگاه عکاس نیز نظرگاهی متفاوت است. درحالی‌که عکاس قرن نوزدهم در برابر شهر احساسی از شعف و شگفتی داشت، گویا همتای معاصر او از زندگی شهری بریده و جدا شده است. عکاس قرن نوزدهم با تاکید و ادعای مواجهه‌ی عینی، به شهر و خیابان قدم می‌گذاشت؛ اما عکاسی مستند شهری امروز با چنین ادعایی پیش نمی‌رود و عموما بیشتر برای انتقال پیامی مفهومی و بالقوه ذهنی عمل می‌کند تا اینکه فرضا شرحی عینی ارائه دهد. بنابراین نقش دوباره مطرح‌شده‌ی ذهنیت، با ذهنی بیش‌ازپیش نامتجانس و بی‌ثبات در شهر مصادف شده‌ است که این امر در عکاسی شهری معاصر بارز است.


منبع: فصلنامه همشهری معماری شماره 32، مهر و آبان ۹۵             

دیدگاه ها
پدید آورنده

مخفی

ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید. پسورد جدید به ایمیل شما ارسال می شود

بازگشت به بخش قبل

بستن
شروع بخش های دیگر آرچی پلاس ارتباط با ما